قطعه ادبی معیارهای عاشورایی

معیارهای عاشورایی

Feed Subscription<

گفتار شصتم (حال امروز)

آذر ۱۰, ۱۳۹۵

یکی از فلسفه های عزاداری برای سیدالشهداء(ع) و یارانش این است تا فرصتی فراهم شود که انسان حال امروز خویش را با حال مردمان دهم محرم الحرام سال 61 هجری بسنجد و بداند که تا چه اندازه دلبستگی ها و وابستگی هایش سبب خواهد شد تا در بزنگاه های تاریخ پای امامش بایستد یا او را در وسط معرکه، در میان هزاران گرگ حرام خوار و قسی القلب رها کند تا شرمسار همیشگی تاریخ باشد و فرصتی که اگر از عمر تا محرم دیگر در اختیارمان قرار می گیرد برای آن است تا اگر حالمان با معیار های یاری حسین(ع) انطباق داشت، برای تثبیت و بهبود آن بکوشیم و اگر با معیارهای یزیدیان و ساکتین قائله انطباق داشت تلاشمان را بر آن بگذاریم تا در محکی دیگر سرشکسته ی یاری طلبی حسین(ع) نباشیم. ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و نهم (ولی نعمتان)

آذر ۱۰, ۱۳۹۵

و به یاد داشته باش که در این سرزمین، مردم ولی نعمتند و تو در هر پست و مقامی و منصبی خدمتگزار ایشان؛ و چگونه ممکن است که ولی نعمتانی در رنج و تعب باشند و خادمان آنها در عیش و عشرت؟! و تاریخ گواهی می دهد که اولیای خدا، که در هر موضوعی، اسوه و ملاک سنجش کردار و عملکرد مایند، هرگز آرامش را برای خود و خویشان خود روا نمی دانستند در حالی که مردم در رنج و سختی به سر می برند و در مضیقه برای تأمین ابتدایی ترین نیازمندی های خویشند و این رفتار تنها از امامان کفر و طاغوتیان دوران سر میزند که بایستی بر آن شورید! و هیهات هیهات که در ملک آل الله(ع) کسانی بر مسند اداره ی امور تکیه زنند که بی توجه به ندای مسلم(ع) در پی ساختن کاخ های سبزشان باشند! ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و هشتم (بی تکلّف)

آذر ۹, ۱۳۹۵

و هنگامیکه مسئولیتی را بر عهده می‌گیری ، اگر بیش از کفاف کار و برای تفاخر ، به تشریفات و اسباب تجمّل گرایش پیدا کردی و برای خود از بیت المال، خانه و خودرو و دارایی را روا دانستی و کسرشأن خود یافتی که مانند کارکنان عادی در اتاقی ساده و با وسایلی متعارف کارکنی، یقین داشته باش که به سنت پیامبری پشت کرده‌ای که چون در جمعی می‌نشست ، چنان ساده و بی تکلّف بود که وقتی غریبه‌ای وارد می‌شد ، تشخیص خاتم‌الانبیاء از دیگران برایش مقدور نبود و با پرسش از جمع او را می‌یافت ؛ شاید زمانه ، برخی از ملزومات را برای مسئولیت ضروری نموده باشد ، امّا هرگز پذیرفتنی نیست که بر مسندی بنشینی و به سنت نبوی پشت نمایی و سیاق سلطنتی امویان را در پیش گیری! ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و هفتم (خیانت)

آذر ۹, ۱۳۹۵

به کسانی که می‌گویند اگر ما به جای قبول مسئولیت ، فلان کسب یا فلان تجارت را می‌توانستیم داشته باشیم و فلان مقدار درآمد و ثروت سهم‌مان می‌شد و حال که نرفتیم ، باید همان را از سهم دسترنج مردم برداریم، تنها می‌توان یک نکته را یادآور شد و آن نکته این است که امیرمؤمنان آن هنگام که به مسند حکومت نشست و مردم گرد او جمع شدند فرمود: «ای مردم ! من با همین اسب و ردایی که بر تن دارم به شهر شما وارد شدم ، پس اگر در هنگام خروج از این شهر ، چیز دیگری با خود داشتم ، بدانید که به شما خیانت کرده‌ام» و این حقیقتی است که مدعیان دروغین عشق به آل‌الله را به کارگزاران دستگاه بنی امیه و قاتلان حسین ابن علی بدل ساخت. ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و ششم (فاصله)

آذر ۷, ۱۳۹۵

تمام بهانه ها را کنار بگذار و برای چند لحظه ای با خودت صادق باش! به راستی اگر فرصتی برایت فراهم شود تا بتوانی سهمی برای خویش از مال دنیا بنویسی چه خواهی کرد؟ آیا در لحظه ای که قلم را برای رقم زدن این سهم بر روی کاغذ به حرکت در می آوری، به آنچه حق توست بسنده می کنی یا به میراث نوادگان خود نیز می اندیشی؟ آیا حق خود را محدود به مزد خدمات خود میدانی یا برای عنوان ها و درجات به ظاهر علمی و روزگار ناکارآمدیت نیز سهمی قائل می شوی؟ اگر پاسخت را به خویش داده ای، حال مرور کن و ببین که فاصله ات با پذیرش عدل علوی، که سهم هر فرد را مطابق با سهم‌خدمتش به‌مردم، فارق از عناوین و ظواهر می داند، چقدر است و دریاب فاصله ات را با کارگزاران پسر معاویه و ‌دلباختگان کوی حسین. ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و پنجم (لعنت تاریخ)

آذر ۷, ۱۳۹۵

و آن زمان که در حق و ناحق کردن و دست انداختن به اموال مردم و بیت المال درنگ نکردی به یاد داشته باش و با خود مرور کن که عاقبتی که در آیینه ی تاریخ برایت نمایان است، تربیت نسلی است که نفس ملکوتی حسین(ع) به جانشان اثر ندارد و حتی اگر با ظواهر دین پیوند داشته باشند، با حقد ناشی از حرام، به نیت تقرب به درگاه الهی پا در لگام خواهند گذاشت و تیرهای خود را تقرب جویانه نثار پیکر اولیای خدا خواهند نمود! و وامصیبتا که فرزندان ما اسباب لعنت تاریخ برایمان باشند همانگونه که عمربن سعد، اسباب لعن ابدی پدرش سعد ابن ابی وقاص شد! و هیهات از خوشی چند روزه و لعنتی ابدی! ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و چهارم (خواص)

آذر ۷, ۱۳۹۵

شماتت تاریخ سهم من و تویی خواهد بود که بیننده ی عبرت ها بوده ایم و باز اسیر حیلتی تکراری شده و عنان ارابه ی تاریخ را به صاحبان زر و زور وانهاده ایم! چه شگفت است اگر به چند قطره ی اشک جاری شده مان در مجلس عزا به عنوان توشه محرم و صفر دل خوش کنیم و نگاه خود را در اعتماد به حاکمان اصلاح نسازیم تا سوژه ی آه و حسرت مردمان زمانه ای دیگر، در داستان پشت کردن به امام و تنها گذاشتنش در وسط معرکه نباشیم! اگر خواص سیاسی در فتنه ی عبیدالله، کوفه را به شوق دنیای وعده داده شده، به پست ترین مردمان زمان واگذار نمی کردند و بیعت با مسلم را نمی شکستند، امروز نام مردم کوفه ی سال ۶۱ هجری، به عهد شکنی و امام کشی برده نمی شد! ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و سوم (سکوت)

آذر ۷, ۱۳۹۵

و ای مردم! بدانید و مسئول باشید برآگاهیتان که اگر به کسانی روی آورید که بنده پول و شیفته اسلام بنی امیه اند و بدنبال برافراشتن کاخ ها و کسب سهم خود از بیت المال، و سنت یزیدیان و مروانیان را در فریفتن شما به بهره مندی از دنیا در پیش گیرند و شما بغضتان برآنها از سر اجرا نشدن عدل علوی نبوده بلکه ناراحت سهم نبردنتان از جیفه پست دنیا باشید، در چارچوب بازخوانی هر روزه واقعه عاشورا، شما نیز تکرار مردمان کوفه خواهید بود که مدّعی ارادتمندی به امام خود و خواستار برپایی حکومت او بودند امّا در مقام عمل مسلخی را به پا کردند که درآن سکوت سهم یاری طلبی حسین شد. ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و دوم (خائنین)

آذر ۷, ۱۳۹۵

و می خواهی بدانی که بزرگترین خائنین به مکتب عاشورا و سیاق اباعبدالله چه کسانی هستند و چرا؟ تاریخ اثبات کرده است که اینان کسانی هستند که مدّعی بیعت با مسلم اند و ادعایشان براین موضوع گوش عالم را پرکرده است و این در حالی است که دل هایشان مملو از عشق عشرتکده های بنی امیه وجانهایشان بی تاب دست اندازی به بیت المال و لگدمال کردن کرامت انسانی مردمانی است که قلب هایشان لبریز از عشق به حسین و طریقت اوست و اینان همانانند که درد دردمندان برایشان معنایی ندارد و تلاششان تنها برای دستیابی به تجملات در زندگی و رسیدن به زندگی اشرافی آل ابوسفیان است و به نفاق بانگ برمی آورند که لبیک یا حسین. ادامه مطلب »

گفتار پنجاه و یکم (کفاف)

آذر ۷, ۱۳۹۵

و همه کسانی که به مکتب عاشورایی حسین لبیک گفته اند در تلاش برای تثبیت یک ارزش دربین ابناء بشر همداستانند و آن حفظ کرامت انسانی است؛ و کدام نقض کرامت انسانی بالاتر از این که سرپرست خانواده ای، در جامعه ای که در آن همه چیز هست، نتواند اولیات زندگی فرزندان خود را تأمین نماید؟ کدام تحقیر ازاین بالاتر؟ صبح تا شب تلاش کند و دست آخر کفاف معیشت خود را نیز نیابد! و حسینیان می دانند وقتی کمترین های زندگی نباشد، دین هم نیست،اخلاق و حفظ عصمت و عفت هم نیست، امید هم نیست وبر این اساس دردمند تحقق کفاف معیشت هم نوعان خویشند! و بدان که اگر کسی بی تفاوت به این امر، به تفاخر کوته فکرانه اش به دنیا اشتغال دارد، دورترین است به لبیک یا حسین. ادامه مطلب »

Scroll To Top